همیشه با ورزش شنبه تا پنج شنبه از ساعت 18:30 به مدت 90دقیقه

فوتبال ایران در دوراهی نتیجه‌گرایی و برنامه‌محوری؛ كارشناسان از موانع ساختاری و مدیریتی می‌گویند

برنامه «همیشه با ورزش» شبكه رادیویی ورزش در گفت‌وگویی با كارشناسان مدیریت، فوتبال و رسانه، غلبه نتیجه‌گرایی بر برنامه‌محوری در ورزش ایران را بررسی كرد؛ بحثی كه از بی‌ثباتی مدیریتی و ساختار باشگاه‌ها تا ضعف فوتبال پایه، شفافیت مالی، مقاومت در برابر علم‌گرایی و فشار برای كسب نتیجه فوری را به‌عنوان موانع تداوم برنامه‌های بلندمدت مورد توجه قرار داد.

1405/06/30
23:09

به گزارش رادیو ورزش؛ برنامه «همیشه با ورزش» با طرح این پرسش كه چرا فوتبال ایران با وجود تأكیدهای مكرر بر برنامه‌ریزی، همچنان گرفتار تصمیم‌های كوتاه‌مدت است، تفاوت میان «نتیجه‌گرایی» و «برنامه‌محوری» را از زوایای مدیریتی، اقتصادی، فنی و فرهنگی بررسی كرد.

مجری برنامه تأكید كرد كه نتیجه در ورزش حرفه‌ای اهمیت دارد و هوادار نیز حق دارد برد تیمش را بخواهد؛ مسئله اصلی این است كه نتیجه، محصول یك برنامه و فرایند پایدار باشد، نه اینكه تمام تصمیم‌ها صرفاً برای مسابقه بعدی گرفته شود. در همین چارچوب، این پرسش مطرح شد كه با تغییر مدیر، مربی و بازیكنان، چه كسی مسئول اجرای برنامه‌های سه‌ساله، پنج‌ساله یا 10 ساله خواهد بود و چه كسی باید بابت اجرا نشدن آنها پاسخگو باشد.

در آیتم برنامه نیز بر ضرورت تعریف شاخص‌های قابل اندازه‌گیری و راستی‌آزمایی برای ارزیابی مدیران ورزشی تأكید شد. گوینده آیتم، نبود یك نظام جامع ورزش با برنامه علمی بلندمدت، فاصله میان دانش و عمل، استفاده محدود از داده‌های علمی و تجربه كشورهای دیگر و تمایل برخی مدیران به راهكارهای میانبر برای كسب موفقیت مقطعی را از مسائل مؤثر بر غلبه نتیجه‌گرایی دانست.

رضا محمد كاظمی، استاد دانشگاه و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، موانع مدیریت ورزش را در سه دسته ساختاری، رفتاری و محیطی توضیح داد. او در بخش ساختاری، وابستگی باشگاه‌ها به ساختار شركت‌های صنعتی و نبود استقلال كافی در تصمیم‌گیری تخصصی را از مشكلات مهم دانست و گفت تغییر مدیران صنعتی می‌تواند مسیر یك باشگاه را نیز تغییر دهد.

كاظمی در تشریح موانع رفتاری، آشنایی یا ناآشنایی مدیران با ورزش را مؤثر دانست و تأكید كرد انتخاب مدیران بدون چارچوب تخصصی می‌تواند برنامه‌های بلندمدت را تحت تأثیر قرار دهد. او همچنین درباره ورود افراد غیرمتخصص به مدیریت باشگاه‌ها و تصمیم‌های پرهزینه و نامتعارف هشدار داد؛ این بخش از اظهارات او ناظر به نمونه‌هایی بود كه در برنامه مطرح شد و به‌عنوان ارزیابی خود او درباره مدیریت برخی باشگاه‌ها بیان شد.

این استاد دانشگاه، دخالت عوامل بیرونی در تصمیم‌های تخصصی را نیز یكی دیگر از موانع محیطی دانست و گفت وقتی باشگاه استقلال كافی نداشته باشد، ممكن است برای تصمیم‌گیری به نهادها و افراد غیرمرتبط رجوع كند. او بر ضرورت تقویت جایگاه نهادهای تخصصی ورزش تأكید كرد.

كاظمی شفافیت مالی را نیز بخشی از فرایند مدیریت دانست و گفت مدیریت فقط بودجه‌بندی نیست و مجموعه‌ای از برنامه‌ریزی، سازماندهی، به‌كارگیری نیروی انسانی، هدایت و رهبری، هماهنگی، كنترل و بودجه‌بندی را دربرمی‌گیرد. از نگاه او، ضعف در بودجه‌بندی یا نبود شفافیت مالی می‌تواند نشانه وجود مشكل در سایر مراحل مدیریت باشد و منابع مالی بدون شفافیت ممكن است از اهداف توسعه‌ای باشگاه فاصله بگیرند.

او درباره مالكیت باشگاه‌ها نیز تأكید كرد كه وابستگی به دولت یا شركت، به‌خودی‌خود مانع برنامه‌محوری نیست و آنچه اهمیت دارد، ساختار مالكیت، استقلال تصمیم‌گیری تخصصی و شفافیت هزینه‌هاست. كاظمی در همین زمینه با اشاره به نمونه بایرن مونیخ، تفاوت میان وابستگی مالكیتی و استقلال مدیریتی را مورد توجه قرار داد و درباره وضعیت سهامداری و پاسخگویی در باشگاه‌های استقلال و پرسپولیس پرسش‌هایی مطرح كرد.

یكی از پیشنهادهای اصلی كاظمی، الزام باشگاه‌های حرفه‌ای به داشتن برنامه توسعه چندساله و تأییدشده بود. او معتقد بود فدراسیون فوتبال و نهاد متولی لیگ باید اجرای چنین برنامه‌ای را به یكی از شروط فعالیت حرفه‌ای تبدیل كنند تا باشگاه‌ها نتوانند بدون برنامه مشخص وارد چرخه رقابت شوند.

در ادامه، فوتبال پایه و آكادمی‌ها به‌عنوان یكی از مهم‌ترین حلقه‌های برنامه‌محوری مطرح شد. كاظمی گفت فوتبال ایران باید مشخص كند چه نوع بازیكنی می‌خواهد تولید كند و چه سبك و الگویی با شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی كشور سازگار است. او همچنین بر ضرورت تبدیل آموزش مربیگری به یك نظام توسعه‌ای و شكل‌گیری مكتب فوتبال تأكید كرد.

در تماس‌های شنوندگان نیز انتقاد از نتیجه‌گرایی و تغییرات زودهنگام تكرار شد. یكی از شنوندگان از شوشتر، تغییر سریع مربیان و بازیكنان را مانع ساختن تیمی باثبات دانست و شنونده دیگری با اشاره به ضعف برخی زیرساخت‌ها، از كمبود زمین‌های مناسب و امكانات لازم برای تربیت بازیكن انتقاد كرد و این پرسش را مطرح كرد كه چرا با وجود سال‌ها بحث درباره برنامه‌ریزی، خروجی عملی متناسب با این بحث‌ها دیده نمی‌شود.

محمد سعید مدنی، سردبیر و نویسنده باسابقه كیهان ورزشی، در گفت‌وگو با حمید خواجه‌خباز، نتیجه‌گرایی را بخشی از ماهیت ورزش قهرمانی دانست، اما تأكید كرد كه نتیجه بدون برنامه و فراهم كردن ابزارهای لازم، پایدار نمی‌ماند. به گفته او، مشكل ورزش ایران صرفاً نتیجه‌خواهی نیست؛ بلكه نتیجه به هدفی مستقل از برنامه تبدیل شده و به همین دلیل پس از هر ناكامی، تصمیم‌های واكنشی جای فرایندهای از پیش طراحی‌شده را می‌گیرند.

مدنی همچنین گفت بخشی از نتایج مثبت ورزش ایران در برخی رشته‌ها بیشتر به استعداد و انگیزه فردی ورزشكاران وابسته است تا برنامه‌ریزی پایدار در سطح باشگاه و مدیریت ملی. او روزمرگی، ضعف آینده‌نگری و حضور افرادی كه از نگاه او دانش و تجربه كافی برای مدیریت ورزش ندارند را از موانع برنامه‌محوری دانست و بر اصل شایسته‌سالاری تأكید كرد.

مسعود رضائیان، مدیر باسابقه ورزش و فوتبال، نیز برنامه‌محوری را «فرایندگرایی» توصیف كرد و گفت دشواری اصلی نه نوشتن برنامه، بلكه اجرای آن است. او توضیح داد مدیری كه برای نتیجه بلندمدت برنامه‌ریزی می‌كند ممكن است یك یا دو سال برای رسیدن به خروجی موردنظر زمان صرف كند، اما پیش از مشاهده نتیجه نهایی، بر اثر تغییرات مدیریتی یا فشار بیرونی از مسئولیت كنار گذاشته شود.

رضائیان با اشاره به تغییر انتظارات فوتبال امروز گفت در گذشته ممكن بود برای ساخته شدن یك تیم چند سال زمان در نظر گرفته شود، اما اكنون فشار برای تغییرات سریع حتی در هفته‌های ابتدایی لیگ وجود دارد. او معتقد بود این شرایط فرصت رشد بازیكنان جوان و ساخت تدریجی تیم را كاهش می‌دهد و مالكان، اسپانسرها و سایر ذی‌نفعان نیز ممكن است به دلیل مطالبه نتیجه فوری، خرید بازیكن آماده را به سرمایه‌گذاری در آكادمی ترجیح دهند.

او همچنین به مشكلات اقتصادی باشگاه‌های سازنده اشاره كرد و گفت باشگاهی ممكن است یك بازیكن نوجوان را طی چند سال پرورش دهد، اما در نهایت باشگاه دیگری او را جذب كند، در حالی كه هزینه واقعی تربیت آن بازیكن بسیار بیشتر از مبلغ دریافتی باشگاه سازنده است. رضائیان خواستار ایجاد سازوكارهای حمایتی برای باشگاه‌هایی شد كه در فوتبال پایه سرمایه‌گذاری می‌كنند.

رضائیان در بخش دیگری از گفت‌وگو، مقاومت برخی باشگاه‌ها در برابر استفاده از ابزارهای علمی و نرم‌افزارهای ارزیابی عملكرد بازیكنان را مورد انتقاد قرار داد. به گفته او، داده‌ها می‌توانند روند رشد بازیكنان را به شكل كمی اندازه‌گیری كنند، اما استفاده از این ابزارها ممكن است با مقاومت افرادی روبه‌رو شود كه نمی‌خواهند تصمیم‌های سلیقه‌ای آنها محدود شود.

او در پاسخ به پرسش درباره مهم‌ترین مانع فرایندگرایی، مجموعه‌ای از عوامل شامل مدیریت، اقتصاد، فرهنگ هواداری و نظام تصمیم‌گیری را مؤثر دانست، اما در نهایت مدارس و آموزش و پرورش را «حلقه مفقوده» در تربیت نسل آینده معرفی كرد. رضائیان معتقد بود فوتبال مدارس و محلات می‌تواند فرصت بیشتری برای رشد تدریجی بازیكنان فراهم كند و باشگاه‌ها نیز باید به جای اتكا صرف به بازیكنان آماده، در مسیر تربیت نسل آینده سرمایه‌گذاری كنند.

او همچنین تأكید كرد تربیت بازیكن نوجوان نباید فقط به آموزش فوتبال محدود شود و آماده‌سازی او برای مواجهه با تغییرات زندگی و درآمد حرفه‌ای نیز اهمیت دارد؛ موضوعی كه از نگاه رضائیان می‌تواند در ماندگاری استعدادهای جوان مؤثر باشد.

در بخش پایانی، خواجه‌خباز بحث را به موفقیت‌های كشتی و نقش مدیریت تخصصی كشاند. مدنی در پاسخ، آشنایی مدیران با رشته ورزشی و اصل شایسته‌سالاری را از عوامل مهم اداره درست رشته‌های ورزشی دانست و تأكید كرد استفاده از افراد متخصص و آشنا با مدیریت ورزش می‌تواند به تداوم مسیر موفقیت كمك كند.

مجری برنامه در جمع‌بندی تأكید كرد كه فوتبال قدرتمند فقط با نتیجه یك مسابقه ساخته نمی‌شود و پشت یك تیم موفق باید آكادمی، استعدادیابی، مربیان تربیت‌شده، ساختار مدیریتی، منابع مالی پایدار و برنامه‌ای مشخص وجود داشته باشد. در این نگاه، هدف فرایندگرایی حذف نتیجه نیست، بلكه تبدیل نتیجه به محصول یك فرایند قابل ارزیابی و تكرارپذیر است؛ به این معنا كه پس از موفقیت باید عوامل مؤثر بر آن شناسایی و در صورت شكست نیز بخش‌های اجرا نشده یا نیازمند اصلاح بررسی شود.

دسترسی سریع
همیشه با ورزش