فریده هادوی، استاد حوزه تربیت بدنی و علوم ورزشی، با تأكید بر ضرورت بازنگری در شیوه مدیریت ورزش قهرمانی، خواستار تبدیل دستاوردهای بازیهای آسیایی ناگویا به برنامهای پایدار برای آینده ورزش ایران شد؛ رویكردی كه به گفته او، باید با ارزیابی علمی عملكرد فدراسیونها، تقویت ورزش زنان و پیوند پژوهش با تصمیمهای اجرایی دنبال شود. او این دیدگاهها را در گفتوگو با برنامه «همیشه با ورزش» شبكه رادیویی ورزش مطرح كرد.
به گزارش رادیو ورزش؛ هادوی در این گفتوگو، ضمن بررسی محورهای مطرحشده از سوی وزیر ورزش و جوانان درباره عملكرد كاروان ایران در بازیهای آسیایی ناگویا و برنامههای پیشرو برای المپیك 2028 لسآنجلس و بازیهای آسیایی 2030، هفت محور مدیریتی و راهبردی را برای ارزیابی نتایج و برنامهریزی آینده ورزش كشور تشریح كرد.
او با اشاره به گستردگی رشتههای حاضر در بازیهای آسیایی و المپیك گفت، ارزیابی عملكرد در این رویدادها نباید صرفاً به فدراسیونهای تخصصی محدود شود، بلكه نتایج و ركوردها بازتابی از عملكرد كل نظام مدیریت ورزش كشور است. از نگاه این كارشناس، پرسش اصلی این است كه آیا موفقیت ناگویا حاصل یك نظام پایدار بوده كه قابلیت تكرار دارد یا بیشتر به عملكرد چند ورزشكار و قهرمان خاص وابسته بوده است.
**نظارت بر فدراسیونها و عبور از مدالمحوری**
نخستین محور مورد تأكید هادوی، تقویت نظارت وزارت ورزش و جوانان بر عملكرد فدراسیونها، همراه با حفظ استقلال تخصصی آنها بود. به گفته او، فدراسیونها باید در قبال بودجه دریافتی و نتایج خود پاسخگو باشند، اما مداخله در امور فنی آنها نیز باید ضابطهمند باشد تا نظارت، علمیتر و مستدلتر انجام شود.
او در محور دوم، موفقیت ناگویا را فرصتی برای تغییر نگرش مدیریتی دانست و بر ضرورت حركت از مدالمحوری به سیستممحوری تأكید كرد. در این رویكرد، هدف تنها كسب مدال نیست؛ بلكه باید ساختاری شكل بگیرد كه موفقیتها به ورزشكاران خاص وابسته نباشند و امكان تكرار آنها در دورههای بعدی وجود داشته باشد. هادوی همچنین پیشنهاد كرد شیوه ارزشگذاری مدالها و میزان پاداش آنها دوباره بررسی شود.
**از نتایج آسیایی تا برنامه المپیك 2028**
به اعتقاد این كارشناس، مدالآوری در بازیهای آسیایی لزوماً به معنای برخورداری از ظرفیت مشابه در سطح جهانی و المپیك نیست. از همین رو، سومین محور پیشنهادی او، ارزیابی قابلیت تبدیل مدالهای ناگویا به موفقیت در المپیك لسآنجلس است؛ موضوعی كه میتواند بر برنامهریزی، تخصیص بودجه و مدیریت انتظارات عمومی اثر بگذارد.
چهارمین محور به ارزیابی عملكرد فدراسیونها بر اساس شاخصهای مشخص مربوط میشد. هادوی پیشنهاد كرد میزان بودجه دریافتی، اهداف تعیینشده، امكانات و زیرساختهای ایجادشده و نتایج حاصل از آنها در كنار برنامههای آینده هر فدراسیون بررسی شود. او تدوین برنامه راهبردی متناسب با شرایط و ظرفیتهای هر فدراسیون را ضروری دانست و تأكید كرد برنامههای موفق دیگران نباید بدون توجه به تفاوت شرایط، كپیبرداری شوند.
پنجمین محور، چگونگی تبدیل نتیجه به ساختار و برنامهای پایدار بود. هادوی با اشاره به وعدههای مدالآوری برخی فدراسیونها در ناگویا، بر ضرورت بررسی مستند این وعدهها پیش از اعتماد به پیشبینیهای مدیریتی تأكید كرد. به گفته او، تصمیمگیری درباره حمایت از فدراسیونها باید بر پایه ارزیابی و راستیآزمایی برنامهها و عملكرد آنها باشد، نه صرفاً وعده كسب مدال.
**ورزش زنان؛ ضرورت بازنگری در اعتبارات و فرصتها**
هادوی ششمین محور را به جایگاه ورزش زنان اختصاص داد و با اشاره به اینكه نتایج زنان ایران در ناگویا بهترین عملكرد تاریخی آنها در بازیهای آسیایی بوده است، تأكید كرد این دستاورد همچنان با ظرفیت بالقوه ورزش زنان فاصله دارد.
او پیشنهاد كرد در هدفگذاری چهار سال آینده بازیهای آسیایی و مسیر دوساله منتهی به المپیك، سهم بودجه و اعتبارات ورزش زنان افزایش یابد و امكانات، مربیان، مسابقات تداركاتی، استعدادیابی و پشتیبانی علمی این بخش تقویت شود. هادوی با اشاره به تجربه فعالیت خود در فدراسیون بسكتبال، كمبود تجربه بینالمللی و محدودیت حضور در مسابقات تداركاتی را از مسائلی دانست كه میتواند بر عملكرد ورزشكاران زن اثر بگذارد.
بر اساس ارقامی كه او در برنامه مطرح كرد، زنان حدود 31 درصد كاروان ایران را تشكیل میدادند، سهمشان از مجموع مدالها نزدیك به 27 درصد و سهمشان از مدالهای طلا حدود 16 درصد بود. هادوی این نسبتها را مبنایی برای هدفگذاری دقیقتر دانست و بر ضرورت گسترش تنوع رشتههای ورزشی زنان، افزایش فرصت حضور در رقابتهای سطح بالا و شناسایی رشتههای دارای ظرفیت مدالآوری تأكید كرد.
**برنامه بلندمدت و مسیر مستقل توسعه نخبگان**
هفتمین محور مورد توجه هادوی، پیشنهاد تدوین برنامهای بیستساله با دورههای پنجساله برای بهبود مدالآوری بود. او با اشاره به چهارساله بودن دوره مدیریت فدراسیونها و زمانی كه در آغاز و پایان دوره صرف تحویلوتحول اداری میشود، عملیاتی بودن چنین برنامهای را نیازمند بازنگری دانست.
به گفته او، باید نسبت میان دورههای مدیریتی فدراسیونها و برنامه بلندمدت توسعه ورزش مشخص شود؛ یا اینكه سازوكاری مستقل برای توسعه نخبگان در وزارت ورزش و جوانان یا كمیته ملی المپیك شكل بگیرد. در این پیشنهاد، استعدادهای برتر باید فارغ از تغییرات مدیریتی فدراسیونها، بهصورت مستمر و با رویكردی همهجانبه، نه صرفاً فنی، شناسایی و ارزیابی شوند.
**سه پیشنهاد پژوهشی برای بررسی نتایج ناگویا**
هادوی در ادامه، سه محور پژوهشی را برای بررسی در مركز مطالعات وزارت ورزش مطرح كرد. نخست، بررسی علت افزایش مدالهای طلا از 13 مدال در هانگژو به 19 مدال در ناگویا، همزمان با كاهش مجموع مدالها از 62 به 52 بود. او خواستار پژوهشی عمیق درباره سهم برنامهریزی و مدیریت ورزش در این تغییر شد تا روشن شود چه عواملی به افزایش طلاها و كاهش مجموع مدالها انجامیدهاند.
پیشنهاد دوم او، بررسی ارزش مدالها در رشتههای مختلف با توجه به اهداف كلان ورزش كشور بود. هادوی این پرسش را مطرح كرد كه آیا مدال طلای یك رشته انفرادی باید از نظر اولویتگذاری و تخصیص منابع، همارز مدال طلای یك رشته تیمی ارزیابی شود یا معیارهای دیگری نیز باید در نظر گرفته شوند.
او همچنین مقایسه عملكرد ایران با كشورهای آسیایی را ضروری دانست و به هند و ازبكستان با 21 مدال طلا، تایلند با 18 طلا و قزاقستان با 12 طلا اشاره كرد. به اعتقاد او، بررسی تفاوت تعداد مدالهای طلا و مجموع مدالهای این كشورها میتواند به شناخت بهتر نقش جمعیت، ساختار مدیریتی و شیوه برنامهریزی در نتایج ورزشی كمك كند.
سومین محور پژوهشی پیشنهادی، ارزیابی عدالتمحور عملكرد زنان و مردان در بازیهای آسیایی بود. هادوی بر ضرورت بررسی جزئیات مشاركت و مدالآوری، افزایش هدفمند تعداد ورزشكاران دارای ظرفیت مدال و تقویت حضور مستمر زنان در رقابتهای آسیایی و جهانی تأكید كرد.
**مركز مطالعات؛ پیوند میان علم و اجرا**
در بخش پایانی گفتوگو، مجری برنامه بر ضرورت تقویت نقش مركز مطالعات وزارت ورزش در انجام پژوهشهای علمی هدفمند و تبدیل نتایج آنها به تصمیمهای اجرایی تأكید كرد. او معتقد بود این مركز باید با تكیه بر دانش پژوهشی، زمینه استفاده عملی مدیران ورزش از نتایج تحقیقات را فراهم كند.
هادوی در پاسخ، با این دیدگاه كه الزاماً یك فرد كاملاً علمی باید در رأس مركز قرار بگیرد، موافق نبود. او توضیح داد كه مأموریت مركز مطالعات نباید انجام پراكنده هر نوع پژوهش ورزشی باشد، بلكه تحقیقات باید به راهكارهای عملی برای اداره بهتر ورزش كشور منجر شوند. به گفته او، مدیر اجرایی توانمند نیز میتواند با حمایت از پژوهشگران و ایجاد زمینه اجرای ایدههای علمی، نقش مؤثری در این مسیر داشته باشد.
در جمعبندی این بحث، هر دو طرف بر ضرورت هدفمند بودن پژوهشها و ارتباط آنها با تصمیمگیری اجرایی تأكید كردند. هادوی نیز در نهایت، پیوند میان دانش علمی و تجربه عملی را لازمه پشتیبانی مؤثر از برنامههای توسعه ورزش دانست.